تبليغاتX
.::یه پارچ آپ خنک::.

سلام..!

اَسلامٌ علیکم یا اهل الفِرند(ferend!) کیف حالُک؟ انا یحب انتما و انا چاکرون جداً و انا مخلصونَ جداً توو(too!) و انا...!

اِ.. شما کی اومدید!!!

عامو صفا سیتی بندریا دیری دیریم دارام دار دار دارام دیییییییییییم!!!!
چه خبره؟! بگو چه خبر نیس!!! دیگه داشِت داره حاجی می شه!! نه! نه!! یا اخی من عزر می خواهم لطفاً من را شامل عف و گذشت خود قرار دهید!! استغفر الله!! الحمد الله! الحمد...

(بچه ها فعلاً ما شدیم حاجی جون خودم نباشه جون شما هم نباشه جون همین احمدی نژاد، دیگه ما داریم می ریم مکه اگه ما بدی کردیم ببخشید البت در اینکه حقتون بود که شکی نیست ولی اینا فرمالیتس مهم هواپیما هس!! بچه ها که رفته بودن تعریف می کنن یَک حالی می ده از اون بالا کل ایران رو می تونی ببینی تازه احمدی نژاد هم که اندازه یه نوخود(همون نُخُد) بود الان شده نانو تیوپ های ریز هسته کوچک شونده در ابعاد ایکس لارج و دبل ایکس لارج!! یَک حالی می ده جای همتون خالی!! راستی یَک حالی می ده جای همتون خالی!!!! صبر کنید....(«---لودینگ--- »).... دیریم دیریم دارام دیر دار دارام دیم دیریم دیدیم دارام دار دار دادام دییییییییم!! خیلی حال میده!!!!! جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون! بروبچ باز می گردیم به تیریپ لوتی گری!! داش های عزیز و گرامی شدید چاکریم و شدید هم مخلصیم توو(too!) و سوغاتی از اونجا برای هیشکی فراموش نمی شه!)

برادران عزیزم به این نفس عماره ی من گوش ندهید، از امام صادق (علیهم اسلام و رحمت الله و برکات الله علیه و علی اباء پاک و الطیبه و منزه من المعاصی و المنکرات و...) نقل شده است که...

(عامو این رو بیخیال بشید....)

.
.
.

 

پ.ن: بچه ها اگه بخواید به حرف این دو تا گوش بدید باید کل روز بشینید تا وب بالا بیاد بعد کل هفته رو بشیدنید کلش رو سیو کنید بعد کل ماه رو بشینید بخونیدش!! پس بیخیال می شیم از این گفتگو های بی مورد!! خوب فک کنم فهمیده باشید! برام دعا کنید که، دیگه دیگه..!

نوشته شده در  87/05/14  توسط .: یه رفیق :.  | 


سلام(بعد از این آپ هم آپ گذاشتم، بری پایین می بینی تاریخ:۱/۵)..!

یه سوال دارم از تمام بچه های خوب و گل و گلاب و کلاً تمام بچه محلا..!

به نظرتون الان، تو قرن 21، جهان ارتباطات و از این حرفا، چیزی به نام راه زن وجود داره؟! بزار یه خورده واضح تر بگم تا بگیرید چی می گم! تا حالا تو این زمان حال، داروغه دیدید؟!! اصلاً فکر می کنید باشه؟! داروغه رو می گم! واقعاً هست؟!

فکر کنم که یه خورده طول بکشه جواب دادنش از طرف شما به من پس من خودم سر راسش می کنم.خودم جواب خودم رو میدم..!

بله..!
هنوز هم داروغه هست، فکر نکنید که الان می خوام بگم اییییییییییییییییییی مردم این کاندولیزا رایس و دار و دسش هستن که دارن اینکارا رو می کنن، نه به خدا! چرا راه دور بریم همین جا هم هستن، جون خودم، جون همین احمدی نژاد که دلم می خواد هزار سال زنده باشه(!!؟!!) . البت بگم که اونطرفی ها ینی اگه یه نقشه جغرافیایی رو بگیریم دستمون و سرمون رو یه خورده به چرخونیم سمت چپ، دقت کنید، سرمون رو بچرخونیم طرف چپ می بینمشون، ولی سمت راستش هم هست ولی اونا یه خورده شرم و حیا هم دارن!!!

*=خودم             _ =یکی از بروبچس!

_ حالا چرا اینهمه داد و بی داد می کنی؟! چته؟!

*کی؟ با من بودی؟!

_ آره بابا، جدیدنا خنگ هم شدی!!

*از دست این روزگار کچل شدم، مو دار شدم، بی ریش شدم، با ریش شدم، کلاهی شدم، بی کلاه شدم حالا مگه چی می شه که خنگ هم بشم، اینم روش!

_ مثل اینکه خیلی دلت پر..!

*نگو که جیگرم اتیش می گیره. همین امروز نشسته بودم پشت کامپیوتر که دیدیم بروبچ همه پریدن بیرون که ببینن چه خبره ما هم محو در مملوه وجود کامپیوتر، بی خیال شدیم، گفتم حتما باز این چش و چال کور شده ها دارن دید می زنن که دیدم نه بابا قضیه وخیمه مث قرقی پریدم بیرون که ببینم چه خبره می بینم که بَه، دنیا دست کیا گرفته، آاااااااااااییییییییییی خونه دار آااااااااااااییییییییی بچه دار بیا و ببین چه خبره اینجا...

_ خُب بگو تو هم که ما رو کشتی..

*خُب مُهلت بده تا ما حرف بزنیم، خلاصه دیدیم که دار و دسته کلانتری ریختن تو خیابون و خیابون رو پلم کردن و گفتن که چی؟ هر کی موتورش پلاک نداره بره تو پارکینگ، یه خورده هم حق پارکینگ بده، البت جیرینگی!! بعد هم با کلی منت آزادش کنن. از طرف دیگه هم الکی الکی موتور مردم رو می گرفتن، از اون طرفی هم یه کولی بد بخت فلک زده داشت از اونجا با موتور رد میشد، اونقدر اروم و با احتیاط رانندگی می کرد که همه رودِهاشون تو بغلشون بود و هر هر و کرکر همه، رفته بود به آسمون هفتم(شخصاً از خدا پیامک گرفتم که اینا رو ساکت کن، یه دقیقه نمی زارید ما بخوابیم!!).چون قیافش به ادم جنگلی ها بیشتر شبیه بود تا یه ادم مدرن شهری گرفتنش! اونجاش خنده دار بود که تو موهای این بدبخت هم می گشتن، واقعاً چندش آور بود آخرش هم هیچی پیدا نکردن و ولش کردن، بیچاره کلی آب شد، خودم همه ی آب ها رو جمع کردم(بابا! آب هایی که حواسم نبود و ریختم تو محل کار!!)! خوب ما هم آخر شب که می خواستیم بریم خونه با کلی احتیاط از کوچه پس کوچه ها، به قول برو بچس، راه خری!! رفتیم، با موتور. خوشبختانه کسی ما رو ندید و راحت رفتیم. همه می گفتن که این بد بختا؛ پلیس ها رو می گم! پول مول کم اوردن اومدن که یه خورده جمع کنن و برن! من هم همین فکر رو کردم ولی به دلایل امنیتی شما فکر نکنید که من این عقیده رو دارم...!

_ این رو که خودم هم بودم، مث اینکه با هم داشتیم از جلو در نگاه می کردیم، سر ما رو خوردی با این قضیه تعریف کردنات کلیش هم نگفتی، می خوایی من بگم؟!

*نه!نه! دستت درد نکنه...!

پ.ن: همه ی این قضایا واقعی بود و خودم با چشم های خودم دیدم و هیچ جاش رو مبالغه نکردم و به قولی بلف نزدم و می خواستم عکس هم بگیرم که چون خیلی  زیاد بودن نتونستم بگیرم، اگه می دیدن ما رو باید پیش گربه های خیابونی پیدا می کردید!! راستی نگید این اپ مال ِ من هستا!! فعلاً!

                                  «-----------------------------------------------------------------------»              

سلام(این رو بعد از آپ بالایی زدم ولی به دلایلی همراه بالایی گذاشتم تاریخ:۳/۵) ..!

لحظه ها می گذرد، جام وصالم کی بیاید به سراغم؟ جان جانان، نیک و خوبان کی سرآید این انتظار سرد و خاموش لیک گرم و روشن..؟!

پ.ن: یه دعای کوچیک ولی بزرگ، می دونید که..!

                  

 

نوشته شده در  87/05/01  توسط .: یه رفیق :.  |